محمد يار بن عرب قطغان

100

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

خدمت بوده ، اجازت مراجعت يافت و بعد از چند ماه به سبب حلول اجل مقدر درگذشت . و حكومت مملكت نيمروز به قاضى منصور ميرزا كه برادر قنبر ميرزا كوكلتاش بود ، مفوّض گشت . و چون ثوابت « 1 » و سيار در بروج شمالى به نهايت رسيد و هوا آغاز دم سردى نموده ، ظريفان ظريف خصال باغ و بستان را از برگ و بر عارى گردانيد ، خاقان خورشيد احتشام در غايت عظمت و احترام ، به صوب ماوراء النهر اعلام ظفر اعلام برافراخت . و از اكابر خراسان ، امير محمد بن امير يوسف و قاضى اختيار الدين حسن « 2 » و امير صدر الدين يونس و قاضى صدر الدين محمد الامامى را همراه برده و تمامى بندگان « 3 » را به انعام و احسان بنواخت . و بعد از عبور از گذر چهارجوى 159 ( 61 الف ) به بخارا شتافته ، چند روزى در آن خطّه از رنج راه آسود ، آنگاه به سمرقند فردوس مانند شتافته ، قشلاق فرمود . و در آن زمستان محمد قاسم ميرزا كه از معركهء يكدر به طرف نسا 160 و باورد 161 گريخته بود ، لشكرى فراهم آورده به مشهد مقدسهء رضويه روى نهاد « 4 » و حاكم آنجا سيد هادى خواجه مصلحت توقف ندانسته « 5 » ، عنان يكران به جانب مرو شتافت . چون اين خبر به ماوراء النهر رسيد ، عبيد الله سلطان به موجب فرمان شيبانى خان از بخارا متوجه دفع محمد قاسم ميرزا گرديد و در نواحى مرو ، قنبربى و سيد هادى خواجه به موكب سلطانى پيوسته ، به اتفاق عزم رزم محمد قاسم ميرزا كردند و به طرف مشهد مقدس « 6 » نهضت نموده ، در سرعت « 7 » سير [ به ] سبزوار لوازم اهتمام « 8 » بجاى آوردند . و محمد قاسم ميرزا چون خبر توجه اعدا شنيد ، دل بر مقاتله نهاده ، مشهد را كوچه‌بند فرمود و عبيد الله سلطان با سپاه فراوان بدانجا رسيده ، بين الجانبين قتال صعب واقع گشت . و محمد قاسم ميرزا با كرّ و فرّ گرفتار شده ، مهم او از بيم گذشت . جنود بهرام قهر ماوراء النهر جمعى كثير از لشكريان خراسان را به تيغ ستم كشتند و دست به غارت و تاراج دراز كرده از اموال مشهديان هرچه يافتند ، متصرف گشتند . آنگاه سيد هادى

--> ( 1 ) . س : به سر خسرو . ( 2 ) . س : حسين ( 3 ) . س : بردگان . ( 4 ) . س : « روى نهاد » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 5 ) . س : دانسته . ( 6 ) . ت : مقدسه ( 7 ) . س : سراعت . ( 8 ) . س : اهمان .